تبليغاتX
در پهنه آسمان در انتظار تو خواهم گریست .

پس از تحويل بسته پيشنهادي گروه 1+5 به ايران در خرداد كه توسط خاويرسولانا رئيس سياست خارجي اتحاديه اروپا انجام گرفت، حركت رسانه‌اي و تبليغاتي غرب براي فشار به ايران به منظور پذيرش اين بسته آغاز شد. ويژگي برجسته اين دور از هجوم تبليغاتي غرب رنگ و لعاب بخشيدن به احتمال حمله نظامي به ايران بود. برگزاري رزمايش هوايي رژيم صهيونيستي در آسمان يونان كه به احتمال زياد بخش مهم برنامه تبليغاتي غرب بود، اوج اين تهاجم محسوب مي‌شد كه از حيث امنيتي مي‌بايست توسط مسئولين جمهوري اسلامي ايران به عنوان يك تهديد جدي گرفته مي‌شد و چنين هم شد.

+ نوشته شده در چهارشنبه بیست و ششم تیر 1387ساعت 1:23 توسط مسیح |

خدا بود! من بودم! باران بود! من بودم ! من بودم و خدا و باران! پر از بغض و درد ! باران بارید! سرد و سخت! عطش بود! من بودم و باران و عطش! خدا گم بود! لا به لای باران! باران بارید! من بودم و خدا! خدا بارید! من بودم و خدا! ... نگاهم نگاهت را گم می کند! گم می شوم تا انتهای همان راه دور و همیشگی! سرت را بالا می آوری! انگار تا تهِ تهِ نگاهم را می خوانی! لبخند می زنی! ـ من کجام؟! لبخند می زنم! انگشت اشاره اش قلبم را نشانه می رود!! ـ اینجا ! مگه نه؟! ـ تو منی! من! نه! من توام! تو! ... نگاهم می کند! ـ نمی خواهی بزرگ شوی؟! همش ۴سال؟! ـ زیادی کم ام برای تو؟! ... از خواب که بیدار می شوم زیر بالش_ طبق عادت همیشگی _دنبال گوشی می گردم!! یادم می آید! واقعیت محکم می خورد توی سرم! ... می روم! نمی دانم مقصد کجاست! صدای آهنگ محبوبم بلند می شود! یاد آن روز می افتم! واقعیت محکم می خورد توی سرم! ... دنبال جای پارک می گردم! پشت همان دکه روزنامه فروشی می ایستم! جلوی دکه می روم! چشم هایم پر از اشک می شود! واقعیت محکم می خورد توی سرم! ... توی پارک می روم و قدم می زنم! هنوز آن تپه در خاطرت هست؟! واقعیت محکم می خورد توی سرم! ... راهی می شوم! چه کار کرده بودم؟! من که طاقت نمی آوردم! نم باران است یا اشک های من؟! ... "عکس تو همیشه اینجاست که نده دوریت عذابم بشمرم چند تا ستاره که ببینمت تو خوابم؟! بیا با من قدم بزن تو کوچه درد دل هام بشکنه تنهاییِ من با یک تبسم یک سلام پاییز می آد از اشکِ تو واسه خودش غم می آره بهار پیش رنگِ نگات قشنگیشُ کم می آره کی از تو مهربون ترِِ وقتی غریبُ بی کسم با شوقِ حسِ عطرِ تو تازه می شه هر نفسم عشق منُ پیدا بکن از نامه های گم شده شاید بفهمی این دلم از خود چرا بی خود شده! ... ـ قول بده اون چیزی که من توی نگاهت پیدا کردمُ به هیچ کس نشون ندی! ـ به هیچ کس دیگه ای اون جوری که تورو نگاه کردم نگاه نمی کنم! بغض می کند! اشک می ریزد! بغض می کنم! سرم را بر می گردانم! اشک می ریزم! " چه کسی گفته بود زیادی مغرورم؟! حق داشت! شاید هم نه! قول داده بودم!" می دانی! از صفر شروع کرده بودم و با تو به بهترین ها رسیده بودم! عقب نمی روم! نه! بر نمی گردم! منتظرت می مانم! ... ـ ببین آبجی مهربونم! یا منُ می بری پارک واسم توتک دخترونه می خری یا اینکه دیگه واست شعر نمی خونم! ـ ها؟! ـ همین! زود باش انتخاب کن! ـ تو از کی تا حالا منُ تهدید می کنی عزیزم؟! ـ از وقتی می خوابیُ آروم گریه می کنیُ من می فهمم که نباید به کسی چیزی بگم! سکوت می کنم! ... نگاهت می کنم! لبخند می زنی! پر از عشق می شوم! پر از حس تو! ممنونم! به خاطر همه همه آرامشی که سالها از دست داده بودمُ یکجا به من هدیه کردی! به خاطر همه همه امیدی که سالها امیدم را ناامید کرده بودند و تو ...! به خاطر همه همه صبری که به رخ صبوری کوتاه مدت ام کشیدی! به خاطر همه همه عشقی که با آن دوباره خدا را پیدا کردم! به خاطر ... خودت می دانی ! گفتن من فقط بازی کردن با کلمات است و کم کردن ارزش همه احساسهایت! دوستت دارم؟! نه! یک چیزی خیلی بالاتر از این حرف ها ! خودش می داند!

+ نوشته شده در پنجشنبه سی ام خرداد 1387ساعت 22:59 توسط مسیح |

تقدیم به او که عاشقانه دوستش دارم
آيناز
شادي من، از احساس شاد بودن توست.غمگيني من،
از خيال دلگيري توست.نگراني من، از دوري از توست.
دلخوشي من، يك لحظه تبسم توست.نگاه من،
دوخته به لحظه اي نگاه توست.
كلام من، ذكر نام زيباي توست.
دنياي من، همه آرزوي وصال توست.
دل من، زنده به عشق بازي توست.
روح من، پابست خواست توست.
زندگي من، تمام توست.
و تويي كه هميشه در مني.
دوستت دارم.

Home
Email
Night Skin